طبیعت مهندسین نرم افزار سازندگی است. آزمایش نیازمند این است که توسعه دهنده نکات اولیه صحت نرم افزار را صرف نظر کند و برتناقض ایجاد شده در نتیجه تشخیص خطا غلبه نماید

Beizer این وضعیت را اینگونه بیان می کند :

 

نکته غیره قابل باوری وجود دارد که اگر در برنامه نویسی به خوبی در نظر گرفته شود، خطایی برای یافتن وجود نخواهد داشت. اگر امکان تمرکز واقعی وجود داشته باشد، اگر همه از برنامه نویسی ساخت یافته ، طراحی بالا به پائین و جداول تصمیم گیری استفاده کنند ، اگر ابزار صحیح در اختیار داشته باشیم ، خطائی نیز وجود نخواهد داشت ، خطا ها وجود دارند چون آنچه انجام می دهیم کاملاً درست  نیست و اگر این کارها درست انجام نشود در مورد آن گناهکار هستیم .

بنابراین ، آزمایش و طراحی ابزار آزمایش ، پذیرش شکست است که به تدریج به گناه پذیرفته شده تبدیل می شود. و انجام آزمایش تنبیهی است برای این خطاها، تنبیه برای چه ؟ برای انسان بودن ؟ گناه برای چه ؟ برای شکست در رسیدن به تکامل؟ برای تشخیص ندادن بین آنچه یک برنامه نویس فکر می کند و آنچه بیان می کند؟ برای شکست در برقراری ارتباط تله پاتی ؟ برای حل مشکلات ارتباطات انسانی که به وجود می آیند ... برای چهارده قرن؟

 

آیا آزمایش احساس گناه است؟آیا آزمایش واقعا مخرب است ؟ پاسخ به این سوالات خیر است به هر حال هدف از آزمایش چیزی است متفاوت ، از آنچه انتظار می رود.

 

منبع : کتاب مهندسی نرم افزار - نوشته راجر پرسمن